در طلب حقیقت، زیبایی، خوبی

عکس و متن از: ایوب

از جایی رد می شدم این بچه را دیدم که به تماشای گربه نشسته بود و پدرش همان کنار منتظر ایستاده بود تا کی کودک برخیزد و بروند به راهشان ادامه بدهند. پسرک برای مدتی طولانی همانطور نشسته بود، پدرش نمی خواست این لحظه زیبا را خراب کند. همانجا منتظر ایستاده بود بی آنکه چیزی بگوید.

به طرز عجیبی از دیدن این صحنه هیجان زده شده بودم. اصلا می خواستم پرواز کنم. دوست داشتن یک چنین چیزی است به گمانم.

 

هر نتی که از عشق بگوید

زیباست

حالا

سمفونی پنجم بتهوون باشد

یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست .

 .: گروس عبدالملکیان :.

 مشقم کن

وقتی عشق را زیبا بنویسی

فرقی نمیکند که قلم

از ساقه های نیلوفر باشد

یا از پر کبوتر 

.: حسین منزوی :.

+ نوشته شده در  پنجم مرداد 1393   توسط صدیق قطبی  |