X
تبلیغات

من

انبوهي از اين بعدازظهرهاي جمعه را

بياد دارم كه در غروب آنها

در خيابان

از تنهايي گريستيم

ما نه آواره بوديم، نه غريب

اما

اين بعد از ظهرهاي جمعه پايان و تمامي نداشت

مي‌گفتند از كودكي به ما

كه زمان باز نمي‌گردد

اما نمي‌دانم چرا

اين بعد از ظهرهاي جمعه باز مي‌گشتند

.: احمد رضا احمدی :.

|| دوشنبه 30 اردیبهشت1392 || صدیق قطبی | |
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

به نگاهم خوش آمدی

خوشا پرنده که بی‌واژه شعر می‌گوید
گذر به‌سوی تو کردن ز کوچه‌ کلمات
به راستی که چه صعب است و مایه‌ی آفات
چه دیر و دور و دریغ!
خوشا پرنده که بی‌واژه شعر می‌گوید
ز کوچه‌‌ی کلمات
عبور گاری اندیشه است و سدّ طریق
تصادفاتِ صداها و جیغ و جار حروف
چراغِ قرمزِ دستور و راهبند حریق
تمام عمر بکوشم اگر شتابان، من
نمی‌رسم به تو هرگز ازین خیابان، من
خوشا پرنده که بی‌واژه شعر می‌گوید